آلبرت بغزیان در گفت وگو با «بازارگون»:کنترل بازار ارز از دست دولت خارج شده است
به گزارش بازارگون، بازار ارز در روزهای اخیر یکی از پرالتهابترین دورههای خود را پشت سر گذاشته و قیمت دلار با ثبت رکوردهای جدید و عبور از مرز 190 هزار تومان، بار دیگر به یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد ایران تبدیل شده است. همزمان با افزایش نرخ ارز، نگرانیها درباره تشدید تورم و کاهش بیشتر قدرت خرید خانوارها نیز افزایش یافته است. آلبرت بغزیان، اقتصاددان، در گفتوگو با بازارگون معتقد است تداوم فضای جنگی، توقف مذاکرات و نبود مدیریت مؤثر بر بازار ارز، مهمترین عواملی هستند که زمینه افزایش نرخ دلار و انتقال این شوک به سایر بازارها را فراهم کردهاند.
بغزیان معتقد است افزایش اخیر نرخ ارز را باید بیش از هر چیز در چارچوب فضای سیاسی و امنیتی کشور تحلیل کرد و میگوید تا زمانی که این نااطمینانی ادامه داشته باشد، انتظار کاهش پایدار قیمت ارز چندان واقعبینانه نیست.
او میگوید: «هر زمان که فضای جنگی تشدید شود یا حملهای میان طرفین رخ دهد، مذاکرات متوقف میشود و طبیعی است که بازار ارز هم واکنش نشان دهد. درباره اینکه قیمت دلار دقیقاً به چه عددی میرسد نمیتوان با قطعیت صحبت کرد، اما در چنین شرایطی انتظار افزایش نرخ ارز طبیعی است.»
به گفته این اقتصاددان، اعدادی که هر روز در بازار اعلام میشود الزاماً بر پایه متغیرهای اقتصادی تعیین نمیشوند و بخش قابل توجهی از آنها حاصل رفتار بازار و بازیگران آن است.
او در این باره توضیح میدهد: «در دوره جنگ هم دلار تا حدود ۱۵۵ هزار تومان بالا رفت، اما امروز که دیگر آن شرایط وجود ندارد، شاهد نرخهای بالاتری هستیم. این نشان میدهد بازار عملاً توسط گروههایی مدیریت میشود که میتوانند عرضه ارز را محدود یا قیمتها را جابهجا کنند.»
بغزیان معتقد است مهمترین پیامد رشد نرخ ارز، انتقال سریع آن به سطح عمومی قیمتهاست. وی تاکید میکند: «اولین جایی که افزایش نرخ ارز اثر خود را نشان میدهد، قیمت کالاهاست. مردم هم وقتی احساس میکنند ارزش پولشان در حال کاهش است، برای تأمین هزینههای زندگی یا حفظ قدرت خرید، داراییهایی مانند ارز و طلا را میفروشند یا به سمت خرید آنها میروند و همین موضوع دوباره انتظارات تورمی را تشدید میکند.»
این اقتصاددان با اشاره به وضعیت بازار کالاها تأکید میکند که دولت تاکنون سیاست مؤثری برای مهار این روند ارائه نکرده است و میگوید: «واقعیت این است که دولت کنترل بازار را از دست داده است. تنها سیاستی که از دولت میبینیم، افزایش کالابرگ یا یارانه است؛ در حالی که این ابزار نمیتواند جایگزین کنترل تورم باشد. قیمتها در بازار رها شدهاند و بعد از آن دولت صرفاً تلاش میکند بخشی از آثار آن را با پرداخت یارانه جبران کند. میتوان گفت این موضوع تا حدی جای شک دارد.»
بغزیان هشدار میدهد در صورت ادامه روند فعلی، اقتصاد ایران با موج تازهای از تورم روبهرو خواهد شد. وی در توضیح این موضوع میگوید: «وقتی نرخ ارز مرتب افزایش پیدا میکند، طبیعی است که این افزایش به سایر قیمتها هم منتقل شود. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، باید منتظر موج جدید تورمی باشیم؛ مگر اینکه اتفاقی در فضای سیاسی یا نحوه مدیریت بازار ارز رخ دهد.»
بازار ارز رها شده است
بغزیان در ادامه با انتقاد از عملکرد دولت و بانک مرکزی، معتقد است بازار ارز عملاً به حال خود رها شده و واکنش سیاستگذار متناسب با سرعت تحولات بازار نیست. او میگوید: «امروز با هر خبر سیاسی یا هر تنش جدید، قیمت ارز به سرعت جابهجا میشود، اما نظارت مؤثری بر بازار وجود ندارد. وقتی نرخ ارز بالا میرود، تقریباً بلافاصله قیمت کالاها هم افزایش پیدا میکند، اما اقدام دولت بیشتر به پرداخت کالابرگ و افزایش یارانه محدود شده است. اینها جایگزین سیاست کنترل تورم نیست.»
وی با اشاره به پیشبینیهایی که درباره عبور نرخ دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان مطرح میشود، تأکید میکند: «این اعداد به سرعت در جامعه پذیرفته میشوند و همین موضوع انتظارات تورمی را تشدید میکند. وقتی دولت هم واکنش روشنی نشان نمیدهد یا صرفاً اجازه میدهد بازار مسیر خودش را برود، طبیعی است که مردم هم افزایش بیشتر قیمتها را باور کنند.»
این اقتصاددان در ادامه تشریح میکند: «دولت قبلاً بخشی از درآمدهای ارزی خود را پیشخور کرده و در مقابل آن ریال دریافت کرده است. بنابراین هرچه نرخ ارز بالاتر باشد، ارزش ریالی این منابع هم بیشتر خواهد شد. البته این تحلیل شخصی من است، اما واقعیت این است که هیچ توضیح روشنی از سوی بانک مرکزی یا وزارت اقتصاد درباره وضعیت بازار ارائه نمیشود که این موضوع فضا را مبهم میکند.»
بغزیان با تأکید بر اینکه سیاستگذار نباید با نگاه درآمدی به نرخ ارز نگاه کند، میگوید: «بانک مرکزی و دولت نباید به افزایش نرخ ارز به چشم افزایش درآمد نگاه کنند. وظیفه سیاستگذار حفظ ثبات اقتصادی، کنترل تورم، حمایت از اشتغال و حفظ رفاه مردم است، نه اینکه از محل رشد نرخ ارز منابع بیشتری به دست بیاورد.»
او معتقد است آنچه بیش از همه موجب نگرانی شده، نبود موضعگیری شفاف از سوی مسئولان اقتصادی است.
وی در این رابطه توضیح میدهد: «من تاکنون اظهارنظری از مسئولان اقتصادی نشنیدهام که مردم را قانع کند دولت هم نگران این وضعیت است و هم برای کنترل آن برنامه مشخصی دارد. وقتی چنین اطمینانی به جامعه داده نمیشود، طبیعی است که انتظارات تورمی تشدید شود.»
او ادامه میدهد: «اگر قرار باشد با هر خبر یا هر حادثهای نرخ ارز جهش کند، یعنی بازار از ثبات لازم برخوردار نیست. این وضعیت نه برای تولیدکننده قابل پیشبینی است و نه برای مصرفکننده و در نهایت هزینه آن را مردم پرداخت میکنند.»
مقصر دانستن مردم، آدرس غلط است
بغزیان در بخش دیگری از این گفتوگو به سیاست جمعآوری ارزهای خانگی اشاره میکند و معتقد است نسبت دادن نوسانات بازار ارز به رفتار مردم، تحلیل دقیقی از شرایط موجود نیست. به اعتقاد وی: «اینکه گفته میشود ارزهای خانگی وارد بازار شود تا قیمتها کاهش پیدا کند، بیشتر آدرس غلط دادن است. همیشه سادهترین راه این بوده که مردم را مقصر معرفی کنیم؛ همانطور که در موضوع مصرف برق گفته میشود مردم اسراف میکنند یا در حوزه بنزین، مصرف مردم عامل اصلی معرفی میشود.»
وی ادامه میدهد: «مردم چرا ارز یا طلا نگهداری میکنند؟ برای حفظ قدرت خریدشان. وقتی ارزش ریال مدام کاهش پیدا میکند، طبیعی است که افراد برای حفظ دارایی خود به سمت ارز، طلا یا حتی مسکن بروند. این یک واکنش اقتصادی است، نه عامل اصلی افزایش نرخ ارز.»
این اقتصاددان تأکید میکند حجم ارزهای خانگی به اندازهای نیست که بتواند چنین نوساناتی را در بازار ایجاد کند.
او میگوید: «خرید و فروش مردم به تنهایی نمیتواند نرخ ارز را تا این اندازه جابهجا کند. اینکه تصور کنیم با ورود ارزهای خانگی قیمت دلار ناگهان کاهش پیدا میکند، تحلیل درستی نیست. اگر قرار باشد مردم داراییشان را هم بفروشند، معمولاً برای تأمین هزینههای زندگی این کار را میکنند؛ همانطور که در همین مدت بسیاری از افراد برای پرداخت اجاره خانه یا مخارج روزمره، ارز و طلای خود را فروختند.»
بغزیان با اشاره به اینکه منشأ اصلی تورم در جای دیگری قرار دارد، تاکید میکند: «تا زمانی که عامل اصلی تورم نادیده گرفته شود، نمیتوان انتظار داشت با مقصر دانستن مردم، مشکل بازار ارز حل شود. مردم صرفاً تلاش میکنند ارزش دارایی خود را حفظ کنند؛ همان کاری که هر فردی در چنین شرایطی انجام میدهد.»
او در ادامه به نقش تتر در بازار ارز اشاره میکند و معتقد است این بازار نیز به یکی از عوامل اثرگذار بر انتظارات قیمتی تبدیل شده است.
به گفته وی: «قبلاً نرخ دلار بیشتر بر اساس درهم تعیین میشد، اما امروز تتر هم به یکی از شاخصهای اثرگذار تبدیل شده است. وقتی قیمت تتر افزایش پیدا میکند، همان نرخ به بازار اسکناس هم منتقل میشود. به همین دلیل باید بررسی کرد که این بازارها چگونه مدیریت میشوند و چه کسانی بر روند قیمتگذاری آنها اثر میگذارند.»
بغزیان تأکید میکند جهشهای اخیر نرخ ارز را نمیتوان صرفاً با هیجان بازار توضیح دداد بلکه : «وقتی میبینیم حتی بعد از کاهش شدت درگیریها، نرخ ارز از ارقام دوره جنگ هم بالاتر رفته، باید پرسید چه اتفاقی در بازار افتاده است. به نظر من، این افزایش را نمیتوان فقط به هیجان مردم نسبت داد و لازم است سازوکار شکلگیری این قیمتها با دقت بیشتری بررسی شود.»
این اقتصاددان در پایان، چشمانداز ماههای آینده را نگرانکننده توصیف میکند و میگوید: «نگرانی من این است که با پایان یافتن فضای موقت ناشی از امتحانات، کنکور و دغدغههای کوتاهمدت، خانوارها بیش از گذشته به فکر حفظ قدرت خرید خود بیفتند. اگر همچنان بیثباتی ادامه داشته باشد و برنامه روشنی برای کنترل بازار ارائه نشود، تقاضا برای داراییهایی مانند ارز و طلا افزایش پیدا میکند و این مسئله میتواند دوباره انتظارات تورمی را تشدید کند.»
او در جمعبندی سخنان خود تأکید میکند: «آنچه امروز اقتصاد ایران بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، بازگشت ثبات و اعتماد به بازار است. تا زمانی که این ثبات ایجاد نشود و مردم نسبت به آینده اطمینان پیدا نکنند، نمیتوان انتظار داشت بازار ارز آرام بگیرد یا تورم مهار شود.»
اخبار اقتصاد کلان را اینجا بخوانید.
غلامحسین محمدی سرپرست تأمین اجتماعی شد









