جنگ با اقتصاد کشورها را چه میکند؟بررسی هزینههای انسانی و توسعهای جنگ در اقتصاد کشورهای درگیر
به گزارش بازارگون، جنگ تنها یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه فرآیندی است که اقتصاد، رفاه اجتماعی، زیرساختها و آینده توسعه کشورها را بهطور همزمان تحت تاثیر قرار میدهد. بررسی تجربه کشورهای جنگزده نشان میدهد بخش مهمی از خسارتها نه در میدان نبرد، بلکه در کاهش درآمد، فروپاشی خدمات عمومی، مهاجرت گسترده و افت کیفیت زندگی رخ میدهد.
جنگ؛ آخرین ابزار تصاحب منابع
جنگها از گذشته بهعنوان آخرین ابزار کشورها برای تصاحب منابع و اعمال قدرت شناخته شدهاند. در شرایط عادی، کشورها از مسیر تجارت و تبادل اقتصادی منافع خود را تامین میکنند، اما زمانی که سازوکارهای توافق از بین میرود یا تعارضها تشدید میشود، جنگ آغاز خواهد شد.
با این حال، فارغ از اینکه یک کشور در جایگاه مهاجم یا مدافع قرار داشته باشد، هزینههای اقتصادی و اجتماعی جنگ متوجه هر دو طرف میشود. به همین دلیل اقتصاددانان تلاش میکنند با تحلیل سازوکارهای خسارتزا، راهکارهایی برای کاهش هزینههای جنگ ارائه دهند.
سه سطح اصلی خسارتهای جنگ
بررسیها نشان میدهد جنگ بهصورت همزمان در سه سطح کلان، میانی و خرد بر اقتصاد اثر میگذارد.
سقوط اقتصاد در سطح کلان
در سطح کلان، جنگ معمولا باعث کاهش تولید ناخالص داخلی، افت صادرات، کاهش درآمدهای مالیاتی و افزایش تورم میشود. تخریب زیرساختها، مهاجرت نیروی کار، اختلال در حملونقل و کاهش سرمایهگذاری از مهمترین دلایل افت اقتصادی در دوران جنگ هستند.
همزمان دولتها با افزایش هزینههای نظامی روبهرو میشوند و این مسئله کسری بودجه را تشدید میکند. در چنین شرایطی، خدمات عمومی مانند آموزش، بهداشت و حمایتهای اجتماعی تحت فشار قرار میگیرند.
فشار مضاعف بر خدمات عمومی
در سطح میانی، بخش بزرگی از منابع دولت به هزینههای نظامی اختصاص پیدا میکند و بودجه بخشهای اجتماعی کوچکتر میشود. نتیجه این وضعیت، کاهش کیفیت خدمات درمانی، افت آموزش عمومی و محدود شدن یارانههای غذایی است.
مطالعات انجامشده روی کشورهایی مانند موزامبیک، نیکاراگوئه، عراق و ایران نشان میدهد دولتهایی که در دوران جنگ توانستهاند سیاستهای حمایتی مانند جیرهبندی، یارانه غذا و خدمات درمانی را حفظ کنند، آسیب اجتماعی کمتری دیدهاند.
خانوارها؛ اصلیترین قربانیان جنگ
در سطح خرد، فشار اصلی جنگ بر خانوارها وارد میشود. کاهش درآمد، بیکاری، گرانی مواد غذایی، مهاجرت اجباری و فروپاشی ساختار خانواده از مهمترین پیامدهای جنگ برای مردم عادی است.
در بسیاری از کشورها، جنگ موجب افزایش بیوهها و کودکان یتیم شده و میلیونها نفر را مجبور به ترک محل زندگی خود کرده است. همچنین افت دسترسی به خدمات درمانی و آموزشی، بحرانهای انسانی گستردهای ایجاد کرده است.
تخریب سرمایههای توسعهای
هزینههای جنگ تنها محدود به دوره درگیری نیست و آثار آن سالها باقی میماند. جنگ علاوه بر تخریب زیرساختهای فیزیکی مانند جادهها، مدارس، نیروگاهها و بیمارستانها، سرمایه انسانی و اجتماعی کشورها را نیز نابود میکند.
مهاجرت متخصصان، از بین رفتن نهادهای اقتصادی و کاهش اعتماد اجتماعی، روند توسعه را برای سالها متوقف میکند. در برخی کشورها حتی ساختار دولت و نظام اداری نیز در نتیجه جنگ فروپاشیده است.
تجربه کشورهای جنگزده چه میگوید؟
بررسی ۱۶ کشور درگیر جنگ در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ نشان میدهد اغلب این کشورها با کاهش درآمد سرانه، افت تولید مواد غذایی، تورم شدید و افزایش بدهی مواجه شدند.
در کشورهایی مانند افغانستان، موزامبیک و نیکاراگوئه، جنگ داخلی خسارتهای اقتصادی سنگینتری نسبت به جنگهای بینالمللی ایجاد کرد. در مقابل، برخی کشورها مانند ایران و عراق توانستند بخشی از خدمات عمومی و تامین غذایی را حفظ کنند.
چرا سیاستهای حمایتی در زمان جنگ حیاتی هستند؟
نتایج این مطالعات نشان میدهد مهمترین وظیفه دولتها در دوران جنگ، حفظ حداقل سطح رفاه عمومی است. سیاستهایی مانند یارانه مواد غذایی، جیرهبندی، اشتغال حمایتی، خدمات درمانی رایگان و حمایت از کودکان میتواند از گسترش بحران انسانی جلوگیری کند.
اقتصاددانان تاکید دارند کنار گذاشتن سیاستهای توسعهای در دوران جنگ، هزینههای بلندمدت را افزایش میدهد. به همین دلیل حتی در شرایط درگیری نیز باید پروژههای توسعهای کوچک و مقاوم ادامه پیدا کنند.
نسخههای اقتصادی رایج همیشه جواب نمیدهند
برخی کارشناسان معتقدند نسخههای رایج نهادهای مالی بینالمللی مانند ریاضت اقتصادی، آزادسازی و خصوصیسازی در کشورهای جنگزده کارایی لازم را ندارند؛ زیرا این سیاستها معمولا باعث کاهش بیشتر خدمات عمومی و فشار مضاعف بر اقشار آسیبپذیر میشوند.
در مقابل، کشورهایی که توانستهاند درآمد مالیاتی خود را حفظ کرده و همزمان از خدمات اجتماعی حمایت کنند، عملکرد بهتری در کنترل بحران داشتهاند.
جمعبندی
تجربه کشورهای جنگزده نشان میدهد جنگ همواره هزینههای سنگین انسانی و توسعهای ایجاد میکند، اما شدت این خسارتها تا حد زیادی به سیاستگذاری دولتها بستگی دارد.
حفظ خدمات عمومی، حمایت غذایی، تداوم پروژههای توسعهای و جلوگیری از فروپاشی نهادهای اقتصادی، مهمترین ابزارهایی هستند که میتوانند از تبدیل جنگ به یک بحران بلندمدت انسانی و اقتصادی جلوگیری کنند.
اعلام زمان اخذ مالیات بر سوداگری









