«بازارگون» تشدید فشار بر شبکه را مورد بررسی قرار دادمازاد برق ایران کجا رفت؟
به گزارش بازارگون، فروش داخلی برق ایران در سال ۱۴۰۴ به حدود ۳۴۶.۷ میلیارد کیلوواتساعت رسیده و اگرچه سرعت رشد آن بالا نیست، اما همچنان در حال افزایش است؛ اتفاقی که در کنار رشد مصرف برق صنعت و کشاورزی، معنای مهمی برای وضعیت شبکه برق دارد. مهمتر از آن، در همین سال صادرات برق کشور تقریباً به مرز توقف رسیده و از حدود ۵.۴ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۱۴۰۳ به تنها ۳۳۷ میلیون کیلوواتساعت کاهش یافته است. این دو اتفاق در کنار هم تصویری متفاوت از ناترازی برق ایران ارائه میکنند: تقاضای داخلی همچنان در حال رشد است، اما حاشیه برقی که میتوان از شبکه خارج کرد و به بازارهای خارجی فروخت، بهشدت کوچک شده است.
دادههای وزارت نیرو نشان میدهد فروش داخلی برق از حدود ۲۵۵.۳ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۱۳۹۶ به ۳۴۶.۷ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۱۴۰۴ رسیده است. به این ترتیب طی هشت سال حدود ۳۶ درصد به حجم برق فروختهشده در داخل کشور اضافه شده است. این رشد البته در همه سالها با یک سرعت اتفاق نیفتاده، اما نکته مهم این است که برخلاف برخی برداشتها، در سال ۱۴۰۴ نیز فروش داخلی برق کاهش پیدا نکرده و به بالاترین سطح ثبتشده در این سالهای مورد بررسی رسیده است.
بنابراین مسئله اصلی را نباید در «کاهش مصرف برق» جستوجو کرد. برعکس، دادهها نشان میدهد اقتصاد ایران همچنان برق بیشتری طلب میکند و این افزایش تقاضا بهخصوص در بخشهای تولیدی به چشم میآید. آنچه تغییر کرده، نه جهت حرکت مصرف، بلکه محدود شدن حاشیه اطمینان شبکه است؛ حاشیهای که یکی از نشانههای آن را میتوان در سقوط صادرات برق دید.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که ترکیب مصرف برق را بررسی کنیم. در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۲۱ میلیارد کیلوواتساعت برق در بخش صنعت مصرف شده است؛ رقمی که صنعت را همچنان در صدر مصرفکنندگان برق کشور قرار میدهد. مصرف خانگی نیز حدود ۱۱۰.۷ میلیارد کیلوواتساعت بوده و کشاورزی با حدود ۴۸.۱ میلیارد کیلوواتساعت در رتبه بعدی قرار گرفته است. به این ترتیب، صنعت به تنهایی بیش از یکسوم کل فروش داخلی برق را به خود اختصاص داده و فاصله آن با بخش خانگی نیز همچنان قابل توجه است.
اهمیت این ترکیب در آن است که رشد مصرف برق دیگر فقط به افزایش استفاده خانوارها از وسایل سرمایشی و لوازم خانگی مربوط نیست. بخش قابلتوجهی از برق کشور در اختیار فعالیتهای اقتصادی قرار میگیرد و در نتیجه هر اختلال در تأمین برق میتواند مستقیماً به تولید تبدیل شود. صنعت برای افزایش تولید به برق نیاز دارد و کشاورزی نیز بخش قابلتوجهی از مصرف برق خود را برای پمپاژ و انتقال آب به کار میگیرد. بنابراین افزایش مصرف برق این دو بخش، نشانهای از رشد تقاضای انرژی در بخش واقعی اقتصاد است.
روند چند سال گذشته این موضوع را روشنتر میکند. مصرف برق صنعت از حدود ۸۳.۸ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۱۳۹۶ به بیش از ۱۲۰ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۱۴۰۴ رسیده است. به بیان دیگر، طی این دوره چیزی در حدود ۴۴ درصد به مصرف برق صنعتی اضافه شده است. در کشاورزی نیز مصرف از حدود ۲۹.۴ میلیارد کیلوواتساعت به بیش از ۴۸ میلیارد کیلوواتساعت افزایش یافته و رشدی نزدیک به ۶۴ درصد را تجربه کرده است. در بخش خانگی نیز مصرف از حدود ۸۴.۷ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۱۳۹۶ به بیش از ۱۱۰ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۱۴۰۴ رسیده است.
در نتیجه، رشد برق در ایران فقط محصول یک بخش نیست و از سوی دیگر نمیتوان آن را به افزایش مصرف خانگی تقلیل داد. طی این سالها هم خانوارها برق بیشتری مصرف کردهاند، هم صنعت و هم کشاورزی. تفاوت در این است که سرعت رشد مصرف بخشهای مولد بهخصوص در صنعت و کشاورزی قابل توجه بوده و همین موضوع فشار بیشتری بر ظرفیت تولید و شبکه وارد کرده است.
از همینجا میتوان به معنای واقعیتر ناترازی برق نزدیک شد. وقتی فروش داخلی برق در سال ۱۴۰۴ به بالاترین سطح سالهای مورد بررسی رسیده اما صادرات تقریباً از میان رفته است، یک برداشت مهم شکل میگیرد: برق بیشتری در داخل مصرف میشود، اما مازاد قابل اتکای کمتری برای خروج از شبکه باقی مانده است.
سقوط صادرات؛ نشانهای از کوچک شدن حاشیه اطمینان
در سال ۱۴۰۳ ایران حدود ۵.۴ میلیارد کیلوواتساعت برق صادر کرده بود. این رقم در سال ۱۴۰۴ به حدود ۳۳۷ میلیون کیلوواتساعت رسیده است. یعنی صادرات برق در فاصله یک سال حدود ۹۴ درصد سقوط کرده است. چنین افتی در مقایسه با رشد دو درصدی فروش داخلی، بسیار بزرگ است و نمیتوان آن را صرفاً یک تغییر معمول در تجارت برق دانست.
صادرات برق به عوامل متعددی از جمله قراردادهای تجاری، شرایط شبکه کشورهای طرف معامله، محدودیتهای انتقال و سیاستهای تنظیم بازار بستگی دارد. با این حال، وقتی کاهش صادرات را در کنار رشد فروش داخلی قرار میدهیم، یک تصویر معنادارتر به دست میآید. در سالی که کشور حدود ۷ میلیارد کیلوواتساعت بیشتر از سال ۱۳۹۶ برق در داخل فروخته، صادرات به یکی از پایینترین سطوح خود رسیده است.
حتی واردات برق نیز در این مدت نتوانسته تغییری در این تصویر ایجاد کند. واردات در سال ۱۴۰۳ حدود ۸۵۶ میلیون کیلوواتساعت بوده و در سال ۱۴۰۴ به حدود ۸۱۱ میلیون کیلوواتساعت رسیده است. بنابراین افت شدید صادرات با افزایش واردات جبران نشده است. اگر مسئله تنها جابهجایی در تجارت برق بود، میشد انتظار داشت کاهش صادرات با افزایش خرید برق از خارج همراه شود؛ اما چنین اتفاقی در دادههای سال ۱۴۰۴ دیده نمیشود.
به همین دلیل میتوان افت صادرات را یک شاخص مهم از وضعیت حاشیه عرضه برق دانست. شبکهای که در سالهای قبل امکان صادرات چند میلیارد کیلوواتساعت برق را داشته، در سال ۱۴۰۴ عملاً بخش بزرگی از این ظرفیت را از دست داده است. این الزاماً به معنای آن نیست که تمام این کاهش مستقیماً ناشی از ناترازی بوده، اما نشان میدهد مازاد برق قابل عرضه به خارج دیگر مانند گذشته در دسترس نیست.
از سوی دیگر، رشد فروش داخلی در سال ۱۴۰۴ نیز هرچند محدود، اما معنادار است. فروش داخلی از حدود ۳۳۹.۷ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۱۴۰۳ به ۳۴۶.۷ میلیارد کیلوواتساعت در سال ۱۴۰۴ رسیده و حدود ۲ درصد رشد کرده است. این افزایش در شرایطی رخ داده که شبکه برق ایران طی سالهای اخیر با محدودیتهای جدی در تأمین برق مواجه بوده است. بنابراین حتی رشد نسبتاً کم فروش داخلی نیز باید در کنار محدودیتهای سمت عرضه خوانده شود.
این نکته بهخصوص برای صنعت اهمیت دارد. در سال ۱۴۰۴ بیش از ۱۲۰ میلیارد کیلوواتساعت برق به بخش صنعتی اختصاص یافته و این بخش همچنان بزرگترین مصرفکننده برق کشور است. بنابراین هرچه مصرف داخلی به سقف ظرفیت عملی شبکه نزدیکتر شود، رقابت برای دسترسی به برق نیز جدیتر میشود. در چنین شرایطی مسئله فقط این نیست که خانوار در تابستان با خاموشی مواجه شود؛ محدودیت برق میتواند به توقف خطوط تولید، کاهش ساعات فعالیت کارخانهها و افت تولید صنعتی منجر شود.
مصرف کشاورزی نیز از همین منظر قابل توجه است. افزایش بیش از ۶۰ درصدی مصرف برق این بخش طی دوره مورد بررسی، در شرایطی رخ داده که مسئله آب به یکی از محدودیتهای ساختاری اقتصاد ایران تبدیل شده است. بخش مهمی از این برق برای پمپاژ آب مصرف میشود و همین موضوع نشان میدهد سیاست انرژی نمیتواند از سیاست آب جدا باشد. افزایش برقرسانی به چاهها ممکن است در کوتاهمدت به افزایش دسترسی به آب کمک کند، اما اگر با اصلاح الگوی مصرف آب همراه نباشد، میتواند فشار بر منابع زیرزمینی را تشدید کند.
در طرف دیگر، تمرکز مصرف در تابستان مسئله ناترازی را پیچیدهتر میکند. ارقام فصلی منتشر شده نشان میدهد فروش برق در تابستان ۱۴۰۴ جهش قابلتوجهی داشته و از حدود ۷۳ میلیارد کیلوواتساعت فروش تجمعی در پایان بهار به بیش از ۱۷۱ میلیارد کیلوواتساعت در پایان تابستان رسیده است. یعنی حدود ۹۹ میلیارد کیلوواتساعت برق در تابستان به مصرفکنندگان داخلی فروخته شده است. این همان دورهای است که بار سرمایشی شبکه افزایش مییابد و ظرفیت نیروگاهها و شبکه انتقال و توزیع تحت فشار قرار میگیرد.
به همین دلیل، مسئله برق ایران را نمیتوان فقط با مقایسه تولید و مصرف سالانه توضیح داد. ممکن است متوسط مصرف سالانه رشد محدودی داشته باشد، اما چند هفته یا چند روز از سال، تقاضا به اندازهای بالا برود که شبکه برای پاسخگویی به آن با مشکل مواجه شود. در چنین شرایطی، محدودیت برق میتواند در آمار سالانه به شکل کاهش رشد فروش دیده شود، اما در اقتصاد واقعی خود را به صورت خاموشی، محدودیت صنایع یا کاهش ظرفیت تولید نشان دهد.
دادههای ۱۴۰۴ در مجموع نشان میدهد ایران هنوز در مرحلهای نیست که بتوان گفت تقاضای برق در حال کاهش است. برعکس، فروش داخلی به رکورد جدیدی رسیده و بخش صنعت نیز بیش از ۱۲۰ میلیارد کیلوواتساعت برق مصرف کرده است. مسئله اینجاست که در برابر این تقاضا، حاشیه عرضه آنقدر محدود شده که صادرات برق، که زمانی چند میلیارد کیلوواتساعت بود، تقریباً از بین رفته است.
بنابراین شاید دقیقترین توصیف از وضعیت فعلی بازار برق ایران این باشد که مصرف داخلی همچنان در حال گسترش است، اما مازاد شبکه در حال ناپدید شدن است. این تفاوت بسیار مهم است. اگر کاهش مصرف رخ داده بود، میشد آن را نشانه بهبود بهرهوری یا تغییر رفتار مصرفکنندگان دانست؛ اما وقتی فروش داخلی افزایش مییابد و همزمان صادرات سقوط میکند، مسئله بیشتر به محدودیت سمت عرضه و کاهش حاشیه اطمینان شبکه مربوط میشود.
از این منظر، ناترازی برق دیگر صرفاً یک مسئله نیروگاهی نیست. رشد مصرف صنعت و کشاورزی، افزایش تقاضای خانگی، تمرکز بار در تابستان و افت شدید صادرات همگی نشان میدهند که شبکه برق باید همزمان از دو مسیر تقویت شود: افزایش ظرفیت مطمئن تولید و شبکه، و مدیریت تقاضا در بخشهایی که رشد مصرف آنها بالاست. در غیر این صورت، هر واحد برق جدیدی که وارد مدار میشود ممکن است پیش از آنکه فرصتی برای ایجاد مازاد و صادرات فراهم کند، توسط تقاضای داخلی جذب شود.
آنچه ارقام سال ۱۴۰۴ بیش از هر چیز نشان میدهد همین است: ایران برق بیشتری در داخل میفروشد، اما دیگر مانند گذشته برق مازاد برای صادرات ندارد. اگر این روند ادامه پیدا کند، مسئله اصلی سالهای آینده نه صرفاً تأمین برق بیشتر، بلکه حفظ توان اقتصاد برای رشد در شرایطی خواهد بود که برق به یکی از محدودکنندهترین نهادههای تولید تبدیل شده است.
اخبار انرژی را اینجا بخوانید.
مازاد برق ایران کجا رفت؟









