گزارش ۲۰۲۶ مجمع جهانی اقتصاد از آینده فناوری میگویدفناوریهای نوظهور و بازتعریف اقتصاد جهانی
به گژارش بازارگون، جهان در حال ورود به دورهای است که فناوری فقط ابزار افزایش بهرهوری نیست؛ بلکه میتواند محل تولید، شیوه تولید و حتی تعریف مزیت اقتصادی کشورها را تغییر دهد. گزارش «۱۰ فناوری نوظهور ۲۰۲۶» مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد بخشی از فناوریهای در حال بلوغ، وابستگی تولید به منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی را کاهش میدهند و در مقابل، اهمیت دانش، زیرساخت دیجیتال، انرژی پایدار و توانایی شخصیسازی تولید را افزایش میدهند.
یکی از مهمترین تغییرات، تحول در شیوه تولید علم است. برای قرنها، کشف علمی بر چرخه فرضیه، آزمایش و اصلاح استوار بود؛ فرآیندی که هزینه و زمان زیادی داشت. حالا هوش مصنوعی و مدلسازی محاسباتی میتوانند پیش از ورود یک ایده به مرحله آزمایش فیزیکی، نتایج احتمالی را شبیهسازی و گزینههای کماحتمال را حذف کنند. در حوزه دارو، برای نمونه، مدلهای هوش مصنوعی میتوانند برهمکنش مولکولها را بررسی و مسیر طراحی دارو را کوتاهتر کنند.
شبیهسازی کوانتومی نیز در همین مسیر قرار دارد و میتواند با مدلسازی دقیقتر رفتار مولکولها، طراحی دارو برای بیماریهایی را که تاکنون درمان آنها دشوار بوده، امکانپذیرتر کند. در نتیجه، مسئله فقط سرعت بیشتر تحقیقات نیست؛ کاهش هزینه آزمون و خطا میتواند دامنه پرسشهایی را که از نظر اقتصادی ارزش تحقیق دارند، گسترش دهد.
۱۰ فناوری در مسیر تغییر اقتصاد
مجمع جهانی اقتصاد ۱۰ فناوری را در این گزارش برجسته کرده است: انرژی متصل به شبکه، استخراج مستقیم لیتیوم، مواد خنککننده تابشی غیرفعال، فناوری نابودی مواد شیمیایی پایدار یا PFAS، تخمیر دقیق، دارورسانی اگزوزومی، واکسنهای شخصیسازیشده سرطان مبتنی بر mRNA، شبیهسازی کوانتومی در کشف دارو، مدلهای جهانی هوش مصنوعی و رمزنگاری مبتنی بر شبکه.
وجه مشترک بخشی از این فناوریها، امکان تولید با منابع کمتر و نزدیکتر شدن تولید به محل مصرف است. تخمیر دقیق میتواند پروتئینهای مورد استفاده در مواد غذایی و دارویی را بدون اتکا به دامداری سنتی تولید کند. استخراج مستقیم لیتیوم نیز امکان بهرهبرداری از شورابههایی را فراهم میکند که پیش از این از نظر اقتصادی یا فنی جذابیت محدودی داشتند.
در حوزه انرژی، ساختمانها، خودروهای برقی و کارخانهها میتوانند به جای مصرفکننده صرف، به گرههایی برای تولید و ذخیره انرژی تبدیل شوند. مواد خنککننده تابشی نیز میتوانند بدون مصرف مستقیم برق، بخشی از گرمای محیط را دفع کنند.
پایان مزیت جغرافیایی؟
مهمترین پیام اقتصادی این تحولات، کاهش وابستگی میان «محل تولید» و «منابع طبیعی» است. در اقتصاد سنتی، زمین حاصلخیز، آب، معدن و شرایط اقلیمی بخش مهمی از مزیت کشورها را تعیین میکرد. اما فناوریهای جدید میتوانند بخشی از این رابطه را تغییر دهند.
کشوری که زمین کشاورزی محدودی دارد، میتواند با تخمیر دقیق بخشی از پروتئین مورد نیاز خود را تولید کند و کشوری که ذخایر قابلتوجه لیتیوم ندارد، ممکن است از منابع شورابهای خود برای تولید این ماده استفاده کند.
این به معنای بیاهمیت شدن منابع طبیعی نیست؛ بلکه نشان میدهد سهم دانش و فناوری در تبدیل منابع به ارزش اقتصادی در حال افزایش است. در نتیجه، کشورهایی که زیرساخت دیجیتال، نیروی انسانی متخصص، انرژی پایدار و توان تحقیق و توسعه دارند، میتوانند بخشی از مزیتهایی را که پیشتر در اختیار دارندگان منابع طبیعی بود، به دست آورند.
از اقتصاد مقیاس تا اقتصاد دقت
تغییر فقط به جغرافیای تولید محدود نمیشود. اقتصاد صنعتی برای بیش از یک قرن بر تولید انبوه و کاهش هزینه هر واحد از طریق افزایش مقیاس استوار بود. اما برخی فناوریهای جدید ارزش اقتصادی را از «تعداد» به «دقت» منتقل میکنند.
واکسن شخصیسازیشده سرطان برای یک بیمار بر اساس ویژگیهای ژنتیکی تومور او طراحی میشود. شبیهسازی کوانتومی میتواند هزینه طراحی مولکولهای جدید را کاهش دهد و داروهای بیماریهای نادر را اقتصادیتر کند. در چنین مدلی، محصولی که دقیقاً برای یک نیاز مشخص طراحی شده، میتواند ارزش بیشتری از محصولی با تولید انبوه داشته باشد.
این تغییر میتواند مدل کسبوکار صنایع دارویی، غذایی و انرژی را تحت تأثیر قرار دهد و شرکتها را به سمت تولید انعطافپذیرتر و متناسب با نیاز سوق دهد.
اعتماد و دسترسی؛ دو مانع اصلی
با این حال، مجمع جهانی اقتصاد تأکید میکند که موفقیت فناوریهای جدید فقط به بلوغ فنی آنها وابسته نیست. اعتماد و دسترسی دو چالش تعیینکنندهاند.
بسیاری از این فناوریها برای مصرفکنندگان و حتی نهادهای نظارتی ناشناختهاند. درمانهای شخصیسازیشده با الگوی سنتی کارآزماییهای بالینی تفاوت دارند و محصولات حاصل از تخمیر دقیق نیز نیازمند اعتماد مصرفکننده به فرآیند تولید هستند.
در شبکه برق هوشمند نیز گسترش خودروهای برقی و باتریهای خانگی به اشتراکگذاری دادههای مصرف و مدیریت هوشمند شارژ نیاز دارد. بنابراین استانداردگذاری، شفافیت و آموزش عمومی دیگر موضوعات جانبی نیستند و به بخشی از زیرساخت توسعه فناوری تبدیل میشوند.
مسئله دوم، دسترسی است. درمانهای شخصیسازیشده ممکن است ابتدا فقط در نظامهای سلامت پیشرفته در دسترس باشند. تخمیر دقیق میتواند بر معیشت جوامعی که به کشاورزی و دامداری وابستهاند اثر بگذارد و شبکههای هوشمند انرژی نیز ممکن است بیشترین منفعت را نصیب خانوارهایی کند که توانایی خرید خودروی برقی یا باتری خانگی دارند.
در نتیجه، منافع فناوری بهصورت خودکار عادلانه توزیع نمیشود. سیاستگذاری تعیین میکند چه گروههایی از فرصتهای جدید بهره ببرند و هزینه گذار بر دوش چه کسانی قرار گیرد.
فناوری، مسئلهای برای سیاستگذاری
به همین دلیل، گزارش مجمع جهانی اقتصاد را نمیتوان صرفاً فهرستی از فناوریهای آینده دانست. تحول فناوری همزمان یک تحول اقتصادی و سیاستی است. تصمیم دولت درباره زیرساخت انرژی، نظام سلامت، آموزش، سیاست صنعتی و مقررات میتواند مشخص کند فناوری در چه مسیری توسعه پیدا کند و منافع آن به چه گروههایی برسد.
برای کشورهای متکی بر منابع طبیعی نیز مسئله مهمتر است. فناوریهای جدید الزاماً به معنای پایان مزیت نفت، گاز یا معدن نیستند، اما نشان میدهند این منابع بهتنهایی برای حفظ مزیت اقتصادی کافی نخواهند بود. در اقتصاد آینده، توان تبدیل دانش به محصول، داده به تصمیم و فناوری به زیرساخت اقتصادی میتواند به اندازه برخورداری از منابع طبیعی اهمیت داشته باشد.
به این ترتیب، رقابت صنعتی آینده بیش از گذشته رقابت بر سر دانش، زیرساخت و کیفیت سیاستگذاری خواهد بود؛ رقابتی که در آن کشورها نه فقط بر سر آنچه در زیر زمین دارند، بلکه بر سر توانایی خود برای تبدیل فناوری به مزیت اقتصادی رقابت میکنند.
اخبار فناوری را اینجا بخوانید.
غلامحسین محمدی سرپرست تأمین اجتماعی شد









