×
سر تیتر
  • «بازارگون» ۲۳ سال تغییر در الگوی مصرف خانوارهای شهری کشور را بررسی کرد
    ثروتمندان کمتر از گذشته خرج می‌کنند

  • کد نوشته: 2935
  • ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
  • بررسی داده‌های مرکز آمار ایران از سهم دهک‌های هزینه‌ای خانوارهای شهری طی ۲۳ سال گذشته نشان می‌دهد سهم پردرآمدترین گروه جامعه از کل هزینه‌های مصرفی کاهش یافته، اما این تغییر الزاماً به معنای کاهش نابرابری یا بهبود رفاه خانوارهای کم‌درآمد نیست. سهم دهک دهم که در سال ۱۳۸۰ بیش از یک‌سوم هزینه‌های شهری را در اختیار داشت، در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳۰ درصد رسیده است؛ در حالی که سهم دهک اول تنها حدود نیم واحد درصد افزایش یافته است. این تغییرات بیش از آنکه حاصل رشد قدرت خرید گروه‌های پایین‌تر باشد، بازتاب تغییر الگوی مصرف در اقتصادی است که تورم مزمن، کاهش ارزش پول و افزایش هزینه‌های ضروری، انتخاب‌های مصرفی خانوارها را محدود کرده است.
    ثروتمندان کمتر از گذشته خرج می‌کنند

    به گزارش بازارگون، بررسی سهم دهک‌های هزینه‌ای خانوارهای شهری کشور طی بیش از دو دهه گذشته نشان می‌دهد یکی از مهم‌ترین تغییرات در ساختار اقتصادی خانوار ایرانی، کاهش تدریجی سهم پردرآمدترین گروه از کل هزینه‌های مصرفی و هم‌زمان افزایش نسبی سهم دهک‌های پایین‌تر بوده است؛ تغییری که در نگاه اول می‌تواند نشانه‌ای از کاهش فاصله مصرفی میان گروه‌های درآمدی باشد، اما با بررسی دقیق‌تر داده‌ها مشخص می‌شود این تغییر الزاماً به معنای بهبود وضعیت رفاهی خانوارهای کم‌درآمد نیست، بلکه بخشی از آن می‌تواند حاصل کوچک شدن قدرت خرید، تغییر الگوی مصرف و کاهش امکان مصرف کالاها و خدمات غیرضروری در میان خانوارهای مختلف باشد.

    داده‌های مرکز آمار ایران درباره سهم دهک‌های هزینه‌ای خانوارهای مناطق شهری کشور نشان می‌دهد در سال ۱۳۸۰، نزدیک به یک‌سوم کل هزینه‌های خانوارهای شهری در اختیار ثروتمندترین دهک جامعه قرار داشت؛ به‌طوری که دهک دهم به تنهایی ۳۳.۶۳ درصد از کل هزینه‌ها را به خود اختصاص داده بود. در همان سال، سهم کم‌هزینه‌ترین دهک تنها ۲.۱۷ درصد بود؛ یعنی خانوارهای حاضر در دهک دهم بیش از ۱۵ برابر خانوارهای دهک اول در اقتصاد مصرفی شهرها سهم داشتند.

    اما این تصویر در سال‌های بعد تغییر کرده است. سهم دهک دهم از کل هزینه‌های خانوارهای شهری به مرور کاهش یافته و در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳۰.۰۳ درصد رسیده است. به بیان دیگر، در فاصله ۲۳ سال، سهم ثروتمندترین گروه هزینه‌ای حدود ۳.۶ واحد درصد کاهش پیدا کرده است. در مقابل، سهم دهک اول از ۲.۱۷ درصد در سال ۱۳۸۰ به ۲.۶۹ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است. هرچند افزایش سهم کم‌هزینه‌ترین دهک محدود بوده، اما روند کلی نشان می‌دهد وزن دهک‌های پایین‌تر در سبد کل هزینه‌های شهری اندکی بیشتر شده است.

    با این حال، تفسیر این تغییر به عنوان کاهش قطعی نابرابری نیازمند احتیاط است. چراکه سهم از کل هزینه‌ها یک شاخص نسبی است و به تنهایی نمی‌تواند نشان دهد خانوارها در طول زمان وضعیت بهتری پیدا کرده‌اند یا خیر. ممکن است سهم دهک‌های پایین افزایش یابد، نه به دلیل رشد واقعی مصرف آنها، بلکه به این دلیل که دهک‌های بالاتر نیز تحت فشار تورم، نااطمینانی اقتصادی و کاهش قدرت خرید، بخشی از هزینه‌های خود را کاهش داده‌اند. در واقع، وقتی کل اقتصاد با افت قدرت خرید مواجه می‌شود، تغییر سهم‌ها لزوماً به معنای نزدیک شدن سطح رفاه خانوارها نیست.

    بررسی روند تاریخی این داده‌ها نشان می‌دهد تغییرات سهم دهک‌ها بیش از آنکه یک روند خطی باشد، تحت تاثیر دوره‌های مختلف اقتصادی قرار گرفته است. در سال‌های ابتدایی دهه ۸۰، سهم دهک دهم در محدوده بالای ۳۳ درصد قرار داشت، اما از اواسط این دهه به تدریج کاهش یافت. این روند در دهه ۹۰ با شدت بیشتری ادامه پیدا کرد؛ دوره‌ای که اقتصاد ایران با تورم‌های بالا، تحریم‌ها، کاهش رشد اقتصادی و افت سرمایه‌گذاری مواجه شد. در چنین شرایطی، ساختار مصرف خانوارها نیز تغییر کرد و بسیاری از گروه‌ها به سمت حذف یا کاهش هزینه‌های غیرضروری حرکت کردند.

    در سوی دیگر، سهم دهک‌های میانی نیز تغییرات قابل توجهی داشته است. دهک‌های پنجم تا هفتم که بخش بزرگی از طبقه متوسط شهری را نمایندگی می‌کنند، در سال‌های مختلف با نوسان سهم مواجه بوده‌اند. برای نمونه، سهم دهک پنجم از حدود ۶.۴۸ درصد در سال ۱۳۸۰ به حدود ۶.۱ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ در حالی که دهک ششم از ۷.۷۵ درصد به ۸.۳۷ درصد افزایش یافته است. این تغییرات نشان می‌دهد فشارهای اقتصادی تنها به پایین‌ترین گروه‌های درآمدی محدود نبوده و طبقه متوسط نیز در سال‌های اخیر با تغییر در رفتار مصرفی مواجه شده است.

    روایت ۲۳ سال تغییر در سبد هزینه خانوارهای شهری

    نگاه جزئی‌تر به اعداد نشان می‌دهد ساختار هزینه‌ای خانوارهای شهری ایران طی سال‌های گذشته به آرامی تغییر کرده است. در سال ۱۳۸۰، دهک دهم به تنهایی ۳۳.۶۳ درصد از کل هزینه‌ها را در اختیار داشت، در حالی که سهم دهک نهم ۱۵.۸۷ درصد و سهم دهک هشتم ۱۱.۶۳ درصد بود. مجموع سه دهک بالایی در آن سال حدود ۶۱ درصد از کل هزینه‌های شهری را تشکیل می‌داد؛ یعنی بخش عمده مصرف در اختیار گروه‌های برخوردارتر بود.

    در سال ۱۴۰۳، اگرچه همچنان تمرکز هزینه در دهک‌های بالاتر باقی مانده، اما سهم آنها کاهش یافته است. سهم دهک دهم به ۳۰.۰۳ درصد، دهک نهم به ۱۵.۱۳ درصد و دهک هشتم به ۱۱.۷۵ درصد رسیده است. به این ترتیب، سه دهک بالایی همچنان بیش از نیمی از هزینه‌های شهری را به خود اختصاص می‌دهند، اما وزن آنها نسبت به ابتدای دوره کمتر شده است.

    در مقابل، دهک‌های پایین اگرچه افزایش سهم داشته‌اند، اما فاصله آنها با دهک‌های بالاتر همچنان قابل توجه است. سهم دهک اول در سال ۱۴۰۳ تنها ۲.۶۹ درصد بوده؛ رقمی که نشان می‌دهد حتی پس از دو دهه، پایین‌ترین گروه هزینه‌ای همچنان سهم بسیار محدودی از مصرف شهری دارد. همچنین سهم دهک دوم از ۳.۳۷ درصد در سال ۱۳۸۰ به ۳.۶۹ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده و دهک سوم نیز از ۴.۳۸ درصد به ۵.۱۱ درصد افزایش یافته است.

    اما تغییر مهم‌تر در این روند، نه فقط جابه‌جایی سهم دهک‌ها، بلکه تغییر ماهیت هزینه‌کرد خانوارها در طول این سال‌هاست. کاهش سهم دهک‌های بالای هزینه‌ای را نمی‌توان جدا از تحولات اقتصاد کلان ایران بررسی کرد. طی دو دهه گذشته، اقتصاد ایران دوره‌های متعددی از تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی، افزایش هزینه مسکن، رشد قیمت کالاهای اساسی و افت درآمد واقعی خانوارها را تجربه کرده است. نتیجه این تحولات، تغییر رفتار مصرفی در تمامی گروه‌های درآمدی بوده است؛ به‌گونه‌ای که حتی خانوارهای برخوردار نیز بخشی از الگوی مصرف گذشته خود را تعدیل کرده‌اند.

    در واقع، زمانی که تورم مزمن باعث افزایش مداوم قیمت‌ها می‌شود، خانوارها برای حفظ سطح زندگی خود ناچار به اولویت‌بندی هزینه‌ها می‌شوند. در چنین شرایطی، هزینه‌هایی مانند تفریح، سفر، آموزش‌های غیرضروری، خرید کالاهای بادوام و برخی خدمات کاهش پیدا می‌کند و سهم هزینه‌های ضروری مانند خوراک، مسکن، درمان و حمل‌ونقل افزایش می‌یابد. این تغییر رفتار باعث می‌شود فاصله میان سهم هزینه‌ای دهک‌ها تا حدی کاهش پیدا کند، اما این کاهش الزاماً از مسیر افزایش رفاه گروه‌های پایین‌تر اتفاق نمی‌افتد، بلکه ممکن است نتیجه کاهش دامنه انتخاب مصرفی کل جامعه باشد.

    بررسی روند دهک دهم نیز این نکته را تایید می‌کند. این دهک که در سال ۱۳۸۰ بیش از یک‌سوم هزینه‌های خانوارهای شهری را در اختیار داشت، در سال‌های بعد به تدریج سهم خود را از دست داده است. البته این کاهش به معنای از بین رفتن شکاف اقتصادی نیست. همچنان در سال ۱۴۰۳ دهک دهم به تنهایی حدود ۳۰ درصد از کل هزینه‌های شهری را پرداخت می‌کند؛ رقمی که بیش از ۱۱ برابر سهم دهک اول است. بنابراین، اگرچه فاصله سهمی میان دو انتهای توزیع هزینه کاهش یافته، اما تمرکز منابع مصرفی همچنان در گروه‌های پردرآمد باقی مانده است.

    از سوی دیگر، رشد محدود سهم دهک‌های پایین نیز نشان می‌دهد این گروه‌ها نتوانسته‌اند به شکل معناداری جایگاه خود را در اقتصاد مصرفی شهرها ارتقا دهند. دهک اول طی ۲۳ سال تنها حدود نیم واحد درصد به سهم خود از کل هزینه‌ها افزوده است. این افزایش در مقایسه با رشد هزینه‌های اسمی در اقتصاد ایران بسیار محدود است و نمی‌تواند به عنوان نشانه‌ای از بهبود جدی وضعیت اقتصادی فقیرترین خانوارهای شهری تلقی شود.

    این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که توجه شود داده‌های سهم هزینه‌ای، درباره سطح واقعی مصرف اطلاعات نمی‌دهد. برای مثال ممکن است سهم یک دهک از کل هزینه‌ها افزایش یابد، اما مقدار واقعی کالا و خدماتی که خریداری می‌کند کاهش پیدا کرده باشد. در اقتصادی که قیمت‌ها با سرعت بالا افزایش پیدا می‌کنند، رشد مبلغ هزینه‌ها الزاماً به معنای افزایش رفاه نیست. یک خانوار ممکن است نسبت به سال‌های قبل پول بیشتری برای خوراک یا مسکن پرداخت کند، اما در مقابل مقدار کمتر یا کیفیت پایین‌تری از همان کالا و خدمات دریافت کند.

    روند تغییرات دهک‌های میانی نیز تصویری از فشار بر طبقه متوسط ارائه می‌دهد. دهک‌های پنجم تا هفتم که معمولا نماینده بخش گسترده‌ای از کارمندان، حقوق‌بگیران و خانوارهای دارای درآمد متوسط هستند، در این دوره با نوسان سهم مواجه شده‌اند. برای نمونه، سهم دهک ششم از ۷.۷۵ درصد در سال ۱۳۸۰ به ۸.۳۷ درصد در سال ۱۴۰۳ افزایش یافته، اما این رشد سهم در شرایطی اتفاق افتاده که هزینه‌های اسمی خانوارها چندین برابر شده است. بنابراین افزایش سهم یک دهک در ساختار هزینه‌ای به تنهایی نمی‌تواند نشان دهد این گروه از رفاه بیشتری برخوردار شده است.

    یکی دیگر از نکات قابل توجه در این داده‌ها، ثبات نسبی ساختار نابرابری هزینه‌ای در اقتصاد شهری ایران است. با وجود تغییرات اقتصادی گسترده، همچنان سهم دهک‌های بالاتر فاصله زیادی با دهک‌های پایین دارد. در سال ۱۴۰۳ سه دهک بالایی جامعه (دهک‌های هشتم تا دهم) حدود ۵۷ درصد از کل هزینه‌های خانوارهای شهری را به خود اختصاص داده‌اند، در حالی که سه دهک پایین (اول تا سوم) مجموعاً کمتر از ۱۲ درصد سهم دارند. این شکاف نشان می‌دهد تغییرات رخ‌داده بیشتر در سطح شدت نابرابری بوده و هنوز ساختار اصلی توزیع هزینه تغییر بنیادینی نکرده است.

    از منظر سیاست‌گذاری نیز این آمار یک پیام مهم دارد. کاهش سهم هزینه‌ای گروه‌های برخوردار، اگر همراه با افزایش قدرت خرید و دسترسی بهتر گروه‌های پایین‌تر نباشد، نمی‌تواند به عنوان موفقیت اقتصادی تلقی شود. برای کاهش واقعی نابرابری، لازم است درآمد واقعی خانوارهای کم‌درآمد افزایش پیدا کند، فرصت‌های شغلی پایدار ایجاد شود و هزینه‌های ضروری مانند مسکن، درمان و آموزش از فشار کمتری بر بودجه خانوار برخوردار باشند.

    در نهایت، تصویر ۲۳ ساله سهم دهک‌های هزینه‌ای خانوارهای شهری نشان می‌دهد اقتصاد ایران با نوعی «همگرایی اجباری در مصرف» مواجه بوده است؛ به این معنا که فاصله میان سهم هزینه‌ای گروه‌های مختلف اندکی کاهش یافته، اما نه به دلیل نزدیک شدن سطح رفاه، بلکه بیشتر به دلیل محدود شدن انتخاب‌های مصرفی و فشارهای اقتصادی. کاهش سهم ثروتمندترین دهک و افزایش محدود سهم دهک‌های پایین، بیش از آنکه روایت کاهش شکاف رفاهی باشد، داستان اقتصادی است که در آن بخش بزرگی از خانوارها برای سازگاری با تورم و کاهش قدرت خرید، الگوی مصرف خود را تغییر داده‌اند.

    اخبار اقتصاد کلان را اینجا بخوانید. 

    اخبار مرتبط

    دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.