در میانه تورم، جنگ و قیمتگذاری دستوریصنعت غذایی بورس؛ برنده تورم یا قربانی بحران تامین؟
به گزارش بازارگون، صنعت غذایی همواره یکی از کمریسکترین و تدافعیترین بخشهای بازار سرمایه ایران شناخته شده است؛ صنعتی که حتی در دوران رکود و تنشهای سیاسی نیز به دلیل نیاز دائمی جامعه به کالاهای اساسی، از جریان فروش نسبتا پایداری برخوردار بوده است. اما شرایط امروز اقتصاد ایران، معادلات سنتی این صنعت را تغییر داده و تحلیل آن دیگر تنها به میزان فروش و مصرف خانوار محدود نمیشود.
افزایش نرخ ارز، سیاستهای کنترلی دولت، بحرانهای منطقهای، محدودیتهای وارداتی و فشار بر زنجیره تامین، حالا به عوامل اصلی تعیینکننده سود و زیان شرکتهای غذایی تبدیل شدهاند.
تورم؛ هم فرصت هم تهدید
شرکتهای غذایی در اقتصاد تورمی معمولا امکان افزایش تدریجی قیمت محصولات خود را دارند و همین موضوع در بلندمدت میتواند به رشد درآمد آنها کمک کند.
از سوی دیگر، برخی شرکتهای صادراتمحور نیز با رشد نرخ ارز، از افزایش درآمدهای ارزی سود میبرند؛ بهویژه شرکتهایی که به بازارهایی مانند عراق، افغانستان، آسیای میانه و روسیه صادرات دارند.
اما در مقابل، وابستگی گسترده صنعت غذایی به واردات مواد اولیه، فشار بزرگی بر هزینه تولید وارد کرده است. روغن خام، دانههای روغنی، ذرت، سویا، اسانسها، افزودنیها و حتی بخشی از تجهیزات بستهبندی، وابستگی ارزی بالایی دارند و با رشد دلار، حاشیه سود شرکتها تحت فشار قرار میگیرد.
قیمتگذاری دستوری؛ گره قدیمی صنعت غذا
بزرگترین چالش بسیاری از شرکتهای غذایی، قیمتگذاری دستوری است؛ سیاستی که باعث میشود شرکتها نتوانند همگام با رشد هزینهها، قیمت محصولات خود را آزادانه افزایش دهند.
در نتیجه، بخشی از تولیدکنندگان صنایع لبنی، روغن، آرد، ماکارونی و قند با کاهش سود عملیاتی روبهرو شدهاند و برخی از آنها تنها از طریق درآمدهای غیرعملیاتی یا تجدید ارزیابی داراییها سودده باقی ماندهاند.
جنگ و نااطمینانی؛ افزایش تقاضا و رشد ریسک
در دورههای بحران و تنشهای ژئوپلیتیک، بخشی از سرمایه بازار معمولا از صنایع پرریسک به سمت گروههایی مانند غذا و دارو حرکت میکند؛ زیرا این صنایع حتی در شرایط بحرانی نیز تقاضای نسبتا پایداری دارند.
همزمان، افزایش خریدهای احتیاطی خانوارها معمولا باعث رشد کوتاهمدت تقاضا برای کالاهایی مانند روغن، کنسرو، رب، ماکارونی و قند میشود.
اما در سوی دیگر، مهمترین تهدید صنعت غذایی در شرایط جنگی، اختلال در تامین مواد اولیه است. هرگونه محدودیت در حملونقل، مبادلات بانکی یا مسیرهای تجاری میتواند هزینه تولید را افزایش داده و حتی بخشی از خطوط تولید را متوقف کند.
غکورش؛ غول بازار روغن زیر فشار واردات
صنعت غذایی کورش یکی از بزرگترین شرکتهای غذایی بورس ایران محسوب میشود و سهم بالایی در بازار روغن خوراکی دارد.
این شرکت به دلیل برند قدرتمند، شبکه توزیع گسترده و گردش مالی بالا، از موقعیت قدرتمندی برخوردار است، اما وابستگی بالای آن به واردات روغن خام و تاثیرپذیری از نرخ ارز، ریسک مهمی برای سودآوری آن محسوب میشود.
در صورت تشدید تحریمها یا اختلال در واردات، فشار بر هزینههای این شرکت میتواند افزایش پیدا کند.
مینو؛ برند قدیمی با ساختار متعادلتر
گروه صنعتی مینو از قدیمیترین برندهای غذایی ایران است که تنوع بالای محصولات، بخشی از ریسک آن را کاهش داده است.
افزایش درآمد و رشد حاشیه سود عملیاتی، وضعیت مالی این شرکت را در سالهای اخیر تقویت کرده، اما همچنان در سناریوهای رکود شدید یا افت مصرف خانوار، آسیبپذیری آن قابل توجه است.
تحلیلگران معتقدند مینو در شرایط ثبات اقتصادی عملکرد بهتری دارد تا در دورههای بحران و نااطمینانی شدید.
شهداب؛ برنده احتمالی رشد دلار
کشت و صنعت شهداب ناب خراسان به دلیل صادراتمحور بودن و وابستگی کمتر به واردات مواد اولیه، در میان شرکتهای غذایی موقعیت متفاوتی دارد.
این شرکت در حوزه رب و کنسرو فعالیت میکند و به دلیل فشار کمتر قیمتگذاری دستوری، در سناریوی رشد نرخ ارز میتواند یکی از برندگان صنعت باشد.
با این حال، وابستگی به بازارهای صادراتی منطقهای باعث میشود هرگونه اختلال در تجارت خارجی یا ناامنی منطقهای، روی عملکرد آن تاثیر مستقیم بگذارد.
فروش بالا دیگر کافی نیست
تحلیلگران معتقدند در فضای فعلی اقتصاد ایران، صرفا بالا بودن میزان فروش نمیتواند تضمینکننده موفقیت شرکتهای غذایی باشد.
شرکتی در این صنعت موفقتر خواهد بود که زنجیره تامین باثباتتر، وابستگی ارزی کمتر، توان صادراتی بالاتر و قدرت بیشتری در حفظ حاشیه سود داشته باشد.
در صورت طولانی شدن بحرانهای سیاسی و امنیتی، حتی صنایع تدافعی مانند غذا نیز ممکن است با فشار شدید هزینه، کمبود مواد اولیه و افت سودآوری روبهرو شوند.
اعلام زمان اخذ مالیات بر سوداگری









