فاطمه مطیری:تحلیل ژئواکونومیک کنترل تنگه هرمز توسط ایران
به گزارش بازارگون فاطمه مطیری در یادداشتی نوشت: تحولات ژئوپلیتیکی مرتبط با تنگه هرمز در پی آغاز جنگ تحمیلی آمریکایی–صهیونیستی علیه ایران وارد مرحلهای تازه و پیچیده شده است. در این مرحله، بسیاری از الگوهای قدیمی توازن قوا دستخوش تغییر شده و برداشتهای جدیدی در حوزه بازدارندگی، اقتصاد انرژی و محاسبات راهبردی پدید آمده است. متن حاضر، به بررسی ابعاد مختلف این وضعیت — از مذاکرات پس از آتشبس تا پیامدهای اقتصادی و ژئواکونومیک آن — میپردازد و نقش تنگه هرمز را به عنوان یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی و تجارت جهانی برجسته میسازد.
تحولات سیاسی و راهبردی پس از آتشبس
پس از آغاز جنگ تحمیلی آمریکایی–صهیونیستی علیه ایران، ژئوپلیتیک پیرامون تنگه هرمز وارد مرحلهای جدید شد؛ مرحلهای که در آن بسیاری از الگوهای پیشین توازن قوا فرو ریخت و برداشتهای نوینی در حوزه بازدارندگی، اقتصاد انرژی و محاسبات راهبردی شکل گرفت. آتشبس موقت دو هفتهای پس از 40 روز رویارویی، که قرار بود فرصتی برای تنفس و تلاشهای دیپلماتیک ایجاد کند، نتوانست روند بحران را مهار کند و لایههای پیچیدهتر و سختتری از تنش میان ایران و آمریکا را آشکار ساخت.
مذاکرات متعاقب این آتشبس که پس از چهل روز جنگ نفسگیر برگزار شد، در پاکستان انجام گرفت. این نشست در نهایت بدون دستیابی به توافق و با رسیدن به بنبست در سه موضوع کلیدی پایان یافت: بازگشایی تنگه هرمز، پرونده اورانیوم غنیشده و آزادسازی داراییهای مسدودشده. ایران به طور دقیق بر آزادسازی ۲۷ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده خود اصرار داشت، موضوعی که به یکی از اصلیترین گرههای میز مذاکره تبدیل شد. گزارشهای اولیه نیویورکتایمز نشان میداد که عدم توافق بر سر این سه محور، روند بازگشت به شرایط عادی را با موانع جدی روبهرو کرده است.
در همین حال، ایران با قاطعیت تهدیدات ضمنی و آشکار دونالد ترامپ مبنی بر اعمال محاصره دریایی را رد کرد. در واکنش به این تهدید، سرهنگ ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، با یادآوری اصل «امنیت برای همه یا برای هیچکس»، بر حق حاکمیت ایران بر آبراههای منطقه تأکید کرد و پیام روشنی مبنی بر عدم پذیرش هرگونه محدودیت در تردد دریایی فرستاد. این موضعگیری نشاندهنده آمادگی ایران برای دفاع از منافع حیاتی خود در برابر فشارهای خارجی بود.
بازتاب مواضع اخیر ایالات متحده در رسانههای بینالمللی نشاندهنده تغییری معنادار در هندسه قدرت و بازتعریف اولویتهای راهبردی واشنگتن است. تحلیل یکی از ناظران برجسته اسرائیلی، که بهطور سنتی حامی سیاستهای پیشین آمریکا و دونالد ترامپ بوده ،حاکی از آن است که گفتمان جدید ایالات متحده از محورهای کلاسیک فشار، شامل پروندههای موشکی، هستهای و نفوذ منطقهای و نیروهای نیابتی، فاصله گرفته و بر یک مطالبه محدود متمرکز شده است. در چارچوب نظریه توازن قوا، این وضعیت بهمنزله پذیرش ضمنی محدودیتهای قدرت و شناسایی وزن راهبردی ایران تلقی میشود.
از منظر روابط بینالملل، این تحول نشان میدهد ایران با تثبیت بازدارندگی و حفظ ابتکار عمل در حوزههای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک، محیط تصمیمگیری قدرتهای فرامنطقهای را به سمت عقلانیت محاسبهمحور سوق داده است؛ بهگونهای که معادله تعامل در نقاط حساسی چون تنگه هرمز، از منطق فشار و تحمیل، به منطق مدیریت واقعگرایانه و موازنه منافع تغییر یافته است.
پیامدهای ژئواکونومیک و نقش حیاتی تنگه هرمز
تأثیرات اقتصادی این منازعه به سرعت در بازارهای جهانی منعکس شد. تحلیلهای بلومبرگ و رویترز از افزایش چشمگیر قیمت نفت خبر دادند. پیشبینیها حاکی از آن است که قیمت نفت در صورت تداوم تنشها میتواند به 150 دلار در هر بشکه برسد. گزارشها نشان میدهند که قیمت نفت در این دوره ۵۰ درصد افزایش یافته و پیشبینی افزایش ۳۰ درصدی قیمت نفت برنت برای سال ۲۰۲۶ تا سطح ۸۲.۸۵ دلار نیز مطرح شده است.
تأیید «کنترل عملیاتی تنگه هرمز» توسط ایران از سوی بلومبرگ و توصیف این تنگه توسط دیمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه، به عنوان «سلاح هستهای ایران»، عمق راهبردی این گلوگاه را برجسته کرد. این اظهارات نشان میدهد که محافل بینالمللی بهخوبی بر اهمیت این آبراه و توانایی ایران در تأثیرگذاری بر جریان انرژی جهانی آگاهاند.
برخی تحلیلگران، از جمله نیکلاس پلهام از مجله اکونومیست، کنترل تنگه هرمز را ابزاری حتی قدرتمندتر از یک سلاح هستهای برای ایران دانستهاند. این تحلیل بر این مبناست که توانایی ایران در محدود کردن یا بستن این گلوگاه، یک اهرم بازدارندگی استراتژیک فراهم میآورد که میتواند در برابر هرگونه تهدید خارجی نقش تعیینکننده داشته باشد. این توانمندی، فارغ از موضوع برنامه هستهای، قدرت تأثیرگذاری ایران بر اقتصاد جهانی را افزایش میدهد.
در بعد اقتصادی، افزایش مداوم قیمت نفت تورم جهانی را تشدید کرده و قدرت خرید مصرفکنندگان را کاهش داده است؛ موضوعی که میتواند به رکود اقتصادی گسترده منجر شود. ادامه تنش در تنگه هرمز نه تنها منافع آمریکا، بلکه ثبات اقتصادی جهانی و منطقهای را تهدید میکند. نیویورکتایمز در گزارشی از افزایش نفوذ ایران بر اقتصاد جهانی به عنوان یکی از آسیبهای عمده به منافع ملی آمریکا یاد کرده است، زیرا حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز جهان از این تنگه عبور میکند.
در کنار این موارد، استفاده ایران از رمزارز برای دور زدن تحریمها نیز یک نوآوری قابل توجه در حوزه ژئواکونومیک است. این اقدام به ایران امکان میدهد درآمدهای نفتی خود را حفظ کند و از ابزارهای مالی نوین بهره ببرد. با توجه به حجم تقریبی ۷.۸ میلیارد دلاری اقتصاد رمزارز ایران، این راهبرد میتواند وزنهای مؤثر در برابر فشارهای اقتصادی باشد. همچنین مدیریت عملیاتی تنگه هرمز نه تنها یک مزیت نظامی، بلکه یک اهرم اقتصادی و سیاسی قدرتمند به شمار میرود.
از جنبهای دیگر، تنگه هرمز نقشی اساسی در تأمین کودهای نیتروژنی جهان دارد. حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد تولید جهانی اوره و آمونیاک از مسیرهای وابسته به این تنگه عبور میکند. خلیج فارس ۱۵ تا ۲۰ درصد صادرات جهانی آمونیاک را در اختیار دارد و کشورهای قطر، عربستان سعودی، ایران و امارات از تولیدکنندگان مهم این محصول هستند. اختلال در تنگه هرمز یک «ریسک دوگانه» ایجاد میکند: تأثیر همزمان بر بازار گاز طبیعی و بازار محصول نهایی (کود). این موضوع نوسان و بیثباتی زنجیره ارزش کود را افزایش میدهد.
برآوردهای FAO نشان میدهد که در صورت ادامه جنگ و اختلال در تنگه هرمز، قیمت جهانی کود در نیمه اول ۲۰۲۶ میتواند ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش یابد. این امر به ویژه برای کشورهای در حال توسعه پیامدهای جدی بر امنیت غذایی خواهد داشت. حتی پیش از تشدید اختلالها، قیمت اوره در اوایل مارس در خاورمیانه ۱۹ درصد و در مصر ۲۸ درصد افزایش یافته بود که نشاندهنده واکنش سریع بازار به تنشهای ژئوپلیتیکی است.
در مجموع، باید اذعان کرد که اختلال در تنگه هرمز فراتر از یک منازعه منطقهای، پیامدهای ژئواکونومیک جهانی گستردهای دارد که بر بازار انرژی، زنجیره تأمین کود و امنیت غذایی تأثیر مستقیم میگذارد. کنترل این گلوگاه برای بازیگر مسلط بر آن قدرتی کمنظیر در حوزه بازدارندگی و اعمال فشار ایجاد میکند؛ تا حدی که برخی آن را فراتر از ارزش یک برنامه هستهای میدانند. این وضعیت، اهمیت فهم پیوندهای میان امنیت انرژی، امنیت غذایی و پویاییهای ژئوپلیتیکی را برجسته میکند.
در پایان، مجموعه این تحولات نشان داد که پس از ۴۰ روز جنگ و مذاکرات ناکام، منطقه وارد مرحلهای شده است که قواعد جدیدی بر تعاملات بازیگران حکمفرماست. این امر یک نقطه عطف در موازنه قدرت منطقهای و جهانی است. ایران با اتکا بر توانمندیهای دفاعی، اقتصادی و راهبردی خود، موضعی مستحکم در برابر فشارهای آمریکا اتخاذ کرده است. مدیریت موفق تنگه هرمز، بهرهگیری هوشمندانه از رمزارزها و مقاومت در برابر تهدیدات، نشانههایی از بلوغ راهبردی و توانایی ایران در دفاع از منافع ملی خود در شرایط پیچیده و پرتنش کنونی به شمار میرود. شایان ذکر است که نقش ایران در تسلط بر تنگه هرمز،جلوه ای از توان تاریخی این سرزمین در کنترل گذرگاههای حیاتی و حفظ امنیت یکی از مهمترین شریانهای انرژی جهان است.
اعلام زمان اخذ مالیات بر سوداگری









